محمد قنبرى
77
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مباهله دراز كرده باد كرده و سياه شده ، سپس فرداى روز استخبار مردند ، و اين كرامت صفوانى انتشار يافت . . . . و نظير آن ابوغالب احمد بن محمد زرارى كه در زمان نيابت جناب شيخ ابى القاسم حسين بن روح التماس دعا از حضرت قائم عليه السلام در حل مشكل خود نمودند بدون آنكه مشكل را نام ببرند ، توقيع شريف از ناحيهء مقدسه بيرون آمد : « الزوج والزوجه فاصلح اللَّه ذات بينهما » كه تفصيل آن را شيخ رحمه الله در كتاب الغيبه آورده . « 1 » و از قوام مهم تضمين كلينى ، صحت آثار و احاديث مندرج در كافى اين امر است كه ذكر مىشود بلكه اين امر از اهم پايههاى تعهد او است ، به اين توضيح : كوچ كردن جهت تحصيل علوم و استماع احاديث و آثار از محدثين كبار و حفاظ نامدار ، امرى بود رايج و دارج ، شيفتگان آثار و اخبار نبوت ، رنج سفر و اقامت در بلاد غربت و هجران از اهل و اولاد را بر خود هموار مىكردند ، كه رؤساء احاديث و فقاهت و عقيدت را ملاقات كنند بر مزايايى از آن جمله علو اسناد دست يابند و حتى براى استماع يك حديث از منبعى كه نزدشان معتبر بوده ، رحلاتى انجام مىدادند ، ابو داود در سنن خود خبرى عجيب از مكحول فقيه اهل شام نقل مىكند كه گفته : « كنت عبداً بمصر لامرأة من بنى هذيل فاعتقتنى ، فما خرجت من مصر وبها علم الّا حويت عليه فيما أرى ثم اتيت الحجاز فما خرجت منها و بها علم الّا حويت عليه فيما أرى ثم اتيت العراق . . . ثم اتيت الشام فغربلتها كل ذلك اسأل عن النفل فلم اجد احداً يخبرنى فيه بشىء حتّى اتيت شيخاً يقال له زياد بن جارية التميمى فقلت له : هل سمعت فى النفل شيئاً ؟ قال : نعم ، سمعت حبيب بن مسلمة الفهرى يقول : شهدت النبى صلى الله عليه و آله نفل الربع فى البدأة والثلث فى الرجعة » . « 2 » - من در مصر برده زنى از قبيله بنى هذيل بودم ، آزادم نمود ، از مصر خارج نشدم مگر آنكه آنچه علم در آنجا بوده و مطلوبم بوده برگرفتم و همين طور كه به حجاز و عراق سفر كردم علوم مطلوبم را تحصيل نمودم سپس به شام آمدم اين ديار را غربال
--> ( 1 ) . ص 183 . ( 2 ) . ج 3 ، ص 80 .